زمین عجیب غریب
ساحل افتاده گفت : گر چه بسي زيستم هيچ نه معلوم شد آه كه من كيستم موج ز خود رفته اي، تيز خراميد و گفت : هستم اگر مي روم گر نروم نيستم. موج ز خود رفته رفت ساحل افتاده ماند . اين، تن فرسوده را، پاي به دامن كشيد؛ و آن سر آسوده را، سوي افق ها كشاند . ساحل تنها، به درد در پي او ناله كرد: موج سبكبال من، بي خبر از حال من، پاي تو در بند نيست ! كوه دماوند نيست ! هستم اگر مي روم ! خوشتر ازين پند نيست . بسته به زنجير را ليك خوش آيند نيست . ناله خاموش او، در دلم آتش فكند رفتن؟ ماندن؟ كدام؟ اي دل انديشمند ؟ گفت : به پايان راه، هر دو به هم مي رسند ! عمر گذر كرده را غرق تماشام شدم : سينه كشان همچو موج، راهي دريا شدم هستم اگر ميروم، گفتم و رفتم چو باد تن، همه شوق و اميد، جان همه آوا شدم بس به فراز و نشيب، رفتم و باز آمدم، زآنهمه رفتن چه سود؟ خشت به دريا زدم ! شوق در آمد ز پاي، پاي درآمد به سنگ و آن نفس گرم تاز، در خم و پيچ درنگ؛ اكنون، ديگر، دريغ، تن به قضا داده است ! موج ز خود رفته بود، ساحل افتاده است ! محمد اقبال لاهوری سلام امروز یعنی در واقع در ساعت ۳۰ دقیقه از بامداد گذشته ی امروز من کتاب بادبادک باز را تمام کردم.واقعا قشنگ بود.احساسات شخصیت های داستان را خیلی خوب بیان کرده بود.بهتون پیشنهاد میکنم بخوانینش.قضیه زندگی پسری است که مادرش موقع به دنیا آوردن او از دنیا میرود و پسر و پدر می مانند و پدره با پسرش زیاد خوب نبوده و پسره فکر می کرد که به خاطر اینه که اون بعث مرگ مادرش شده و او هر کاری می کند تا پدرش به او توجه کند. و ماجرا شروع میشود... آه این روزا همه چی حوصله ام را سر مبیره.کاش یه اتفاق تازه بیفته اما خوب باشه. کاش .... خوبین؟ این چند روزه که نبودم رفته بودم اردبیل. البته ما اونجا فامیل نداریم ولی نمیدونم یهو شد که رفتیم. خوب بود. تو اردبیل یه جایی بود به اسم آلوارس مهرگان (در واقع پیست اسکی بود) ولی چیزای دیگه هم داشت. چیز جالبی که در این سفر اتفاق افتاد این بود که هممون از دم سوختیم. آخه رفتیم در یک دشت ناهار میل کنیم که آفتاب در آمد و مستقیم بر سرمان تابید و ما را به این روز انداخت.جالب اینکه در چند متری ما جنگلی قرار داشت اما برای ورود به آن باید از چاله ای بزرگ و پر از گل می گذشتیم که ما اینکار را نکردیم اما چند ماشین این کار را انجام دادند و یکی از آن ها با استفاده از دنده پرش این کار را کرد که نزدیک بود چپ کند اما خدا رحم کرد. راستی امروز قرار محاکه ی بازداشت شدگان انجام شود اونم از نوع منصفانه اش!!! بدون وکیل و همه از دم مجرم اونم به جرم براندازی حکومت ایجاد آشوب و اغتشاش و.... خدایا این عدالته!!؟؟؟
بر سر دوشت، چو من،
| Design By : Night Skin |




